دختر ۲۰ ساله تهرانی در روز تولد از اعدام گریخت / او شوهر پنهانی مادرش را کشته بود

0 678

دختر ۲۰ ساله که شوهر صیغه ای و پنهانی مادرش را کشته بود در روز تولدش توانست رضایت مادر قربانی را جلب کند و از جنبه عمومی جرم محاکمه شود.

 

به گزارش رکنا، الیکا ۱۹ ساله عصر یازدهم آذر ۹۴ مرد ۴۰ساله ای به نام کیوان را که همسر صیغه ای مادرش بود در خانه اجاره ای اش در خیابان ۱۷۸ تهرانپارس با یک ضربه چاقو زخمی کرد و با پلیس تماس گرفت.

کیوان اما قبل از رسیدن اروژانس جان سپرد و دختر جوان به اتهام جنایت بازداشت شد.الیکا قرار بود دو هفته قبل محاکمه شود اما مادر پیر کیوان از دادگاه مهلت گرفت تا درباره قصاص یا گذشت دختر جوان بیشتر فکر کند.

الیکا دوشنبه ۲۰ دی ماه امسال در روز تولدش در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی و با حضور دو قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد و توانست رضایت مادر قربانی را جلب کند و از جنبه عمومی جرم محاکمه شود.این دختر که به پای مادر قربانی افتاده بود گفت قصد قتل نداشته و از او خواست تا حلالش کند و او را ببخشد.

مادر قربانی که به شدت اشک می ریخت گفت: کیوان تنها پسرم بود که از من مراقبت می کرد. او بارها درباره الیکا و مادرش با من صحبت کرده بود و می گفت چون الیکا پدر ندارد از سر دلسوزی برایش خانه ای اجاره کرده است.اما این دختر پسرم را کشت و حالا با دورغ می خواهد کار اشتباهش را توجیه کند. بعد این ماجرا تنها دخترم هم که به شدت به برادرش وابسته بود به بیماری سرطان مبتلا شد . من نذر کرده ام با گرفتن دیه از خون الیکا گذشت کنم تا خدا هم دخترم را شفا بدهد.به همین خاطر اعلام گذشت می کنم.

بنا به این گزارش، در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی دختر جوان را به ۳ تا ۱۰ سال زندان محکوم کند.

گفت و گو با الیکا

چقدر درس خوانده ای؟

دیپلم دارم.

چرا در خانه اجاره ای تنها زندگی می کردی؟

وقتی دوساله بودم بود پدر و مادرم از هم جدا شدند. من معنی پدر و مادر را نمی فهمم و هیچ وقت محبت آنها را تجربه نکرده ام. پدرم معتاد بود و مادرم در بومهن خانه ای گرفته بود و من هم خانه ای در تهرانپارس اجاره کرده بودم.

چرا با مادرت زندگی نمی کردی؟

من با مادرم اختلاف داشتم. ما هیچ وقت حرف هم را نمی فهمیدیم.

اجاره خانه را چطور پرداخت می کردی؟

خانه اجاره ای ام را به مزون لباس تبدیل کرده بودم و خیاطی می کردم و خرج زندگی و اجاره خانه را می پرداختم.

با قربانی چطور آشنا شدی؟

او دوست مادرم بود و گاهی اوقات به خانه من هم سر می زد. من او را مانند پدرم دوست داشتم. خیلی از همسایه هایم فکر می کردند او پدرم است.

پس چرا او را کشتی؟

چون آن روز حالت طبیعی نداشت و می خواست به من دست درازی کند. من بعد از مرگ او و اعلام جواب آزمایش پزشکی قانونی متوجه شدم که شیشه مصرف کرده بود. من حتی بعد از زخمی شدن کیوان برای کمک با اروژانس تماس گرفتم.

از ماجرای قتل بگو؟

روز اربعین بود و من برای شفای دختر کوچک یکی از دوستانم که بیمار بود نذر کرده بودم شله زرد بپزم. مادرم و کیوان هم به خانه مان آمده بودند. من به اتاق خواب رفته بودم که متوجه حرکات غیرعادی کیوان شدم. او یکباره به سمتم آمد که متوجه نیت شوم او شدم. او را هل دادم و با هم درگیر شدیم. مادرم بلافاصله سر رسید او را به اتاق برد و در را به رویش قفل کرد. چند دقیقه بعد دیدم کیوان از راه بالکن بار دیگر وارد خانه شد. من هم از ترسم از آشپزخانه چاقوی میوه خوری برداشتم. او با من درگیر شد و در کش مکش با او ناگهان چاقو به سینه اش فرو رفت.من فقط برای دفاع از خودم چاقو به دست گرفتم.

با وجود مادرت چرا چاقو کشیدی و از مادرت کمک نخواستی؟

اگر مادرم حامی و پشتیبان من بود هیچ وقت پایم به دادگاه کشیده نمی شد.

چند خواهر و برادر داری؟

پدرم تا به حال ۵بار ازدواج کرده. یک برادر ۱۸ ساله دارم که تنها کسی است که در دنیا او را دوست دارم و و یک برادر ۲ساله از همسر پنجم پدرم دارم.

حالا از پدرت خبر داری؟

پدرم سالهاست که ما را رها کرده و سراغی از ما نمی گیرد اما حالا از وقتی در زندان هستم با او تلفنی تماس می گیرم و شنیده ام مدتی است به سرطان خون مبتلا شده است.

چطور توانستی رضایت مادر قربانی را جلب کنی؟

وکیلم، هیات قضایی و یک زن خیر با او صحبت کردند تا راضی به گذشت شد. اما بخشش او لطفی از طرف خدا بود که در روز تولدم به من عطا شد.

چه مدت است که در زندانی؟

یک سال و نیم. اما من در این مدت انگار زنده به گور شده بودم. من کنار ۹۰۰ زن زندانی در زندان شهرری بودم و هر روز به قصاص فکر می کردم تا اینکه امروز اولیای دم در جلسه دادگاه اعلام گذشت کردند.

بعد از آزادی از زندان قصد داری چه کار کنی؟

می خواهم درسم را بخوانم. روی پای خودم می ایستم و با خیاطی خرج زندگی ام را تامین می کنم. اگر خواستگار خوبی داشتم ازدواج می کنم .

خودت باورت داری که در ۲۰ سالگی مرتکب قتل شده ای؟

نه. این ماجرا فقط یک اتفاق بود. من اصلا قصد کشتن کیوان را نداشتم.من قاتل نبودم. فقط به خاطر شرایط سختی که در آن بزرگ شدم کمی پرخاشگر شدم.

میلغ دیه را چطور می خواهی پرداخت کنی؟

من واقعا پولی ندارم و چشم انتظار کمک خیرین هستم.

به اشتراک بگذارید

قرار دادن یک دیدگاه