نویسنده ی کتاب «تالار مرگ» از عواقب خودسانسوری می گوید

0 253

«اگر دلتان نمی‌خواهد مطالب شما عواقب خاصی برای شما داشته باشد اصلا دست به قلم نبرید. شما با نوشتن یک مطلب خود را ذهن خواننده جا می‌دهید و نمی‌توانید رد پای خود را از ذهن خواننده پاک کنید»

«ریچل جولی»، ویراستار مجله Index در باره ی «هیلای منتل»‌گوید: «او نظرات مهمی درباره نوشتن و سخن گفتن بیان می‌کند. این موضع به من یادآوری کرد که قرار نیست همیشه سخن بگوییم بلکه شنیدن و فکر کردن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. ارتباط دنیا در نتیجه گسترش شبکه‌های اجتماعی افزایش یافته است اما سؤال اینجاست که نسبت به گذشته چقدر به حرف یکدیگر گوش می‌دهیم؟ در جامعه‌ای که به آزادی بیان توجه می‌شود تا چه حد برای شنیدن عقاید دیگران ارزش قائل می‌شویم. او به کسی توهین نمی‌کند بلکه همه ما را به فکر وامی‌دارد»

به نقل از گاردین- «هیلاری منتل» طی مطلبی درباره دوران کودکی خود و اکراه خود در بیان حرف‌هایش سخن گفت و سپس از نویسندگان خواست «اگر توان تحمل عواقب سخنان خود را ندارید، اصلا مطلبی ننویسید.» منتل که تاکنون دو بار جایزه «من‌بوکر» را برای رمان‌های تاریخی خود دریافت کرده است در شماره جدید مجله Index مقاله‌ای در باب سانسور نگاشته است. وی درباره دوران کودکی خود نیز توضیحاتی ارائه می‌دهد. «مشکل به حدی رسیده بود که دیگران با دیدن من می‌پرسیدند چرا حرف نمی‌زنم و آیا مشکلی دارم؟ اما من در دوران کودکی علاقه شدیدی به سکوت داشتم.

 گاهی با خودم فکر می‌کردم که منتظر هستم که حرفی برای گفتن داشته باشم سپس سخن بگویم. اما وقتی در مدرسه سؤال احمقانه‌ای می‌پرسیدند پاسخ آنان را نمی‌دادم. معتقد بودم انسان نباید برای بیان حرف‌های احمقانه دهانش را باز کند و این لجاجت من تا یازده سالگی ادامه داشت.»

 این نویسنده در ادامه ی مطلب خود به موضوع «سانسور»، اهمیت کلمات، و پایبندی به نوشته خود می‌پردازد. او این کار آخر را به خوبی بلد است. وقتی سه سال پیش درباره رفتار اجتماعی «کیت میدلتون» در میان مردم سخن گفته بود یا هنگام دعوا بر سر داستان کوتاه «ترور مارگارت تاچر» در سال ۲۰۱۴ پای حرف خود ایستاد. منتل همچنین درباره دوره‌ای که در سال ۱۹۸۰ در «عربستان سعودی» سپری کرد نیز سخن گفت. وی معتقد است سانسور در این کشور بسیار رایج است و آنان برای حل مشکل تلاش به پاک کردن صورت مسئله می‌کنند.

 وی در رمان «تالار گرگ‌ها» ،که برنده جایزه «من بوکر» شد، درباره زندگی «آن بولین» که توسط «هنری هشتم» اعدام شد نیز سخن گفت. موضوع سانسور و فشار در این داستان نیز مشاهده می‌شود. «در دوره هنری هشتم وقتی قربانی زیر دست جلاد بود باید از خوبی‌های شاه سخن می‌گفت. حرف قربانیان از ته دل نبود اما فکر می‌کردند شاید اگر مجیز شاه را بگویند جانشان نجات می‌یابد. گروه فشار فقط قصد کشتن طرف را ندارند بلکه می‌خواهند قربانی جلوی آنان زانو بزند و از آنان تمجید کند. این موضوع هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند و هیچ کس با سانسور نمی‌جنگد و بعضی‌ها عادت دارند خودسانسوری انجام دهند»

به اشتراک بگذارید

قرار دادن یک دیدگاه