سالروز شعر و ادب پارسی

0 57

۲۷ شهریور سالروز شعر و ادب پارسی و همچنین روز بزرگداشت استاد شهریار نامگذاری شده است.

همواره سرزمین ایران، جایگاه شعر و ادب بوده است. شعرل و نویسندگان بسیاری در ادوار مختلف تاریخی زیست کرده و تاثیرات مهمی بر تحولات اجتماعی، سیاسی و صنایع ادبی به وجود آورده اند. سید محمدحسین بهجت تبریزی متولد ۱۲۸۵ متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر مشهور ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر بسیار سروده است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرهالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را در تقویم ایرانی «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند. وجه تسمیه این نام گذاری سالروز درگذشت شهریار است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. اما بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل شهره بود و از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است. مهم‌ترین اثر استاد شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.

وی در روزهای آخر عمر، به دلیل بیماری، در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از فوت در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرهالشعرای تبریز مدفون گشت.

ساخت و پخش سریال «شهریار» به کارگردانی کمال تبریزی در سال ۱۳۸۶ بینندگان بسیاری را به خود جذب کرد. داستان عشق نافرجام این شاعر بزرگ و شعر مشهور زیبایش در وصف معشوق بسیاری را با این شاعر آشنا کرده است.

1432164997-46754-6

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند

درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟

تنها چرا ؟ حالا چرا

به اشتراک بگذارید

قرار دادن یک دیدگاه